تبليغاتX
عاشقانه
اشعار و مطالب عاشقانه - عارفانه
 هدیه عشق 45: شبی - ..................

    آه اگر دست تـو باز آید و غم هــا ببرد    

این همه محنت و غم از دل تنها ببرد

    آه اگر این همه آغـوش که من باز کنم    

 لمس  آغـوش  تو باز  آید  و از ما  ببرد

|+| نوشته شده توسط تنها در پنجشنبه سی ام مهر 1388 | * |
 هدیه عشق 44: حسین منزوی

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ

تا  به عمری نتوان  دست  در  آثارش برد

شوکتی بود در این شیوه  شیرین  روزی

عشق   بازاری   ما    رونق  بازارش  برد

|+| نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 | * |
 
 
بالا